Monday, August 24, 2009

حرف حساب

شاید اگر در الفبای زبان فارسی سه نوع (ث، س، ص)، دو نوع (ت، ط)، چهار نوع (ز، ذ، ض، ظ)، دو نوع (ح، ه) و دو نوع (ق،غ) داریم، و امروز هر کدام از این چند گروه حرف همه به یک شکل تلفظ می شوند، به خاطر این است که فرهنگ ما می داند که این تفاوتهای ظاهری را باید رها کرد. این تفاوت در صداها و در زبان چیزی جز توهم نیست، زبان واسطه و فاصله است. تکامل زبان شاید در این باشد که سی ودو حرف الفبا که امروز بیست وچهار صدا دارند به تدریج تبدیل شوند به سی ودو حرف و یک صدا. زبان کامل زبانیست که بتواند در یک صدا همه چیز را بگوید و بینهایت را خلاصه کند. چنین زبانی تنها می تواند فواصل را از بین ببرد؛

2 comments:

  1. یاد کتاب "ماجرای یک ساکسیفونیست که دوست دختری در نیویورک داشت" افتادم:
    یه جوری بگو آ که یعنی دوسِت دارم
    آ...
    یه جوری بگو آ که یعنی گرسنمه
    آ...
    ...
    من امتحان کردم. می شه!

    ReplyDelete
  2. زبان ضعف انسان در درک حال است، زیرا زبان چیزی نیست مگر مهرهایی که آدم ها روی اشیا، اتفاقات، مفاهیم و احساسات در گذشته زده اند تا بعدها بتوانند با به یاد آوردن آن ها در گذشته به درکی از آن ولو غیر مستقیم برسند. انسان گربه را دید. یکی او را میو نامید. یکی گربه، دیگری کت یکی کاتزه. عشق را هر که جوری احساس کرد و هر کدام اسمی رویش گذاشتند دریغ از اینکه آن ها هیچ یک احساس مشترکی نداشتند و آنچه عشق می نامیدند جز یک واژه ی بی معنا که در ذهنشان تصاویر یک دوست داشتن افراطی رو باز می نمایوند، چیزی دیگر نبود. ‏ زبان تنها یکی از راه های درک و بیان مفهومه. راه های بسیار زیاد دیگری هست که انسان اونارو فراموش کرده. یکیش مکاشفه است، دیگری لمس، دیگری نگاه، سکوت و من فکر می کنم زبان چیزی نیست که بتونه به اون حد از کمال برسه چون اساسا بر پایه ی یک سوء تفاهم بنا شده

    ReplyDelete