Tuesday, September 8, 2009

Loop 2

حالا من اینجا، نشسته ام منتظر قطاری که قرار است در اسرع وقت مرا به مقصد شهر مبدأ برگرداند

4 comments:

  1. نه دیگه . اینبار اسمش مبدا نیست ، مقصد هست

    ReplyDelete
  2. This comment has been removed by the author.

    ReplyDelete
  3. تنها
    درانتظار باران

    ReplyDelete
  4. حالا هزار سال است

    که غربتم را به دوش گرفته ام

    و منتظر ایستاده ام

    منتظر ارابه ای

    که رد بشود

    و مرا چنان گرم ببرد به آسمان

    که گر بگیرد دروازه های جهان

    ReplyDelete